عمار، مردی که رهبرش را با دین شناخت

رهبرشناسی عمار

شناخت رهبر حق با دین‌شناسی به‌دست می‌آید. خیلی‌ها دیندارند،‌ اما دین‌شناس نیستند؛ بنابراین انسان‌های دین‌شناس به‌راستی در تشخیص رهبر حق دچار اشتباه نمی‌شوند. عمار یاسر رهبر راه حق را می‌شناخت. حال باید پرسید، شناخت رهبر راه حق چه ثمره‌ای دارد؟

ثمره‌ی این شناخت، ارتباط مستقیمی با سرنوشت دنیا و آخرت انسان دارد. آن‌هایی که در جنگ جمل علیه امیرالمؤمنین(ع) وارد جنگ شدند، آیا رهبر حق را شناخته بودند؟ به‌راستی آن‌ها خون خود را در چه راهی ریختند؟!

آن‌هایی که در رکاب عمر سعد در کربلا اقدام به کشتن بهترین انسان‌ها کردند، آیا نماز نمی‌خواندند؟! کسی که رهبر حق را نشناخته، نمی‌داند در کدام نقطه ایستاده است. در جبهه‌ی حق یا باطل؟!

این‌که انسان بداند زیر پرچم چه کسی ایستاده ثمره‌اش سعادت یا شقاوت ابدی انسان را رقم خواهد شد.‌ یکی از ویژگی‌های مردم کوفه همین بود که در تشخیص رهبر حق، کور و کر بودند. بنابراین در تاریخ مثال بی‌وفایی و روسیاهی شدند و به لعن ابدی گرفتار. جماعت به ظاهر مسلمانی که در صفین وارد میدان جنگ با امیرالمؤمنین(ع) شدند، آیا رهبر حق را شناخته بودند؟ گروه گمراه نهروان، آیا اهل نماز و روزه نبودند؟!

به‌راستی علت این گمراهی چیست؟ عمار به‌عنوان مردی دین‌دار و به‌خاطر وجود عنصر مهمی چون دین‌شناسی بود که توانست با تبعیت از رهبر حق در مسیر حق حرکت کند. خداوند در سوره‌ی ملک، آیه‌ی 10 در توصیف اهل جهنم می‌فرماید: «و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر؛ اهل دوزخ با تأسف و حسرت با هم گویند،‌ اگر ما در دنیا گوشی شنوا داشتیم و سخن انبیا را می‌شنیدیم، و به دستور عقل رفتار می‌کردیم، امروز از دوزخیان نبودیم.»

شناخت رهبر حق و اطاعت از فرامین او ضامن نجات انسان در دنیا و آخرت است. همه‌ی آن‌هایی که علیه انبیای الهی و امامان(ع) قیام کردند،‌در این بخش مهم یعنی شناخت رهبر حق، دچار اشتباه شدند و خود را به ورطه‌ی هلاکت انداختند.

به‌حمدالله خیلی از مطالب را از رهبر معظم انقلاب می‌شنویم، اما آیا در حد شنیدن به‌طول کامل اطاعت هم می‌کنیم؟ یکی از ویژگی‌های مردم کوفه عدم اطاعت از رهبر حق بود. آن‌چنان که حضرت امیر(ع) از دست آن‌ها به ستوه آمد و این درحالی بود که همه‌ی آن‌ها اهل نماز و روزه هم بودند. اما عمار کسی نبود که به خاطر نماز خواندن کسی دچار اشتباه شود! او توجه می‌کرد تا بفهمد که رهبر این افراد به ظاهر مسلمان، چه کسی است؟ اگر رهبر آن‌ها رهبر حق بود، به آن‌ها می‌پیوست. او در میدان سیاست آنانی که از مدار حق خارج می‌شدند را نامحرم و نامسلمان می‌دانست و حتی اگر آن دسته‌ای که از مدار حق خارج شده‌اند اهل نماز و روزه هم بودند را نامحرم می‌دانست.

حضرت امام خمینی(ره) به ملت ایران سفارش کردند تا نگذارید انقلاب به دست نااهلان بیفتد. رسول خدا(ص) هم می‌فرمایند: «اگر دیدید بنی‌امیه از منبر من بالا می‌روند، شکم آن‌ها را پاره کنید.»

فرمایش رسول خدا(ص) و امام خمینی از حیث معنا اشتراک معنوی بسیاری با هم دارند. یکی از معانی معنوی این دو فرمایش آن است که اگر کار دست بنی‌امیه قرار گیرد یا به قول حضرت امام،‌ به‌دست نامحرمان بیفتد، فاتحه‌ی اسلام را باید خواند. مردم، پس از رسول خدا(ص) بنی امیه را بر منبر رسول‌الله دیدند،‌ ولی با سکوت خود مهر تأییدی بر رفتار آن‌ها زدند و این سکوت چه مصائب بزرگی را به بار آورد که یکی از آن‌ها واقعه‌ی عاشورا بود!

این، نتیجه‌ی عدم اطاعت از رهبر حق است که انسان را در مقابل باطل خار و بی‌مقدار می‌کند. آنانی که دشمن دریده‌ی ملت ایران را امیدوار کرده و میدان حمله‌ی سیاسی را بر آن‌ها باز می‌کنند، از مصادیق نامحرمان نسبت به انقلاب محسوب می‌شوند. کسانی که دنبال کسب رضایت دشمنان ملت غیور ایرانند و دشمنان ایران در فتنه‌ی 88 از آن‌ها اظهار رضایت و خرسندی کردند، محرم انقلاب نیستند.

عمار، عند ربهم یرزقون است

در صفین با آن همه کهولت سن، مردانه وارد جنگ شد. او در زمان حیاتش لحظه‌ای دست از تبلیغ حق و دفاع از حقانیت امیرالمؤمنین(ع) برنداشت. مردی که حیات و مماتش باعث هدایت انسان‌های زیادی شد در صفین با شهادت خود، تزلزل عجیبی در لشکر معاویه به‌وجود آورد؛ چراکه رسول خدا(ص) خبر شهادت او را توسط گروه گمراه و طغیان‌گر داده بود. معاویه وقتی خبر شهادت مالک اشتر را شنید، بین مردم خطبه‌ای خواند و گفت: «علی دو دست داشت. یک دستش در صفین قطع شد و دیگری امروز!»

وقتی خبر شهادت عمار به امیرالمؤمنین(ع) رسید، حضرت فرمودند: «رحم الله عماراً. یوم اسلم و رحم الله عماراً یوم قتل و رحم الله عماراً یوم یبعث حیا؛ خدا رحمت کند عمار را. آن روز که اسلام آورد و آن روز که کشته شد و آن روز که زنده برانگیخته خواهد شد.»

سؤال این‌جاست که یک انسان چگونه می‌تواند آن‌چنان اوج بگیرد که در جهان اسلام، منشأ راستی و حقیقت گردد و امامی مثل امیرالمؤمنین(ع) او را این‌گونه بسراید؟!

باید به خاطر داشت که رسیدن به این مقام برای همه میسر است؛‌ به شرط آن‌که در بخش رفتارشناسی به این ستارگان درخشنده نیکو نگریسته و اقتدا کنیم.

پی‌نوشت:

1. تاریخ بغداد،‌ ج 13، ص 187.

2. نهج‌البلاغه، خطبه 182.

/ 1 نظر / 38 بازدید
فان پارسی

سلام دوست عزيز انصافا وب جالبي داري و اينو راست ميگم منم يه وب دارم ، بيا به وبم و اگه ازش خوشت اومد تا با هم تبادل لوگو کنيم